اگر بیماری به موقع تشخیص داده شود و به طور مداوم درمان شود، می توان دوره های بیماری را به تعویق انداخت یا حتی به طور کامل از آن اجتناب کرد. اگرچه روش های درمانی مدرن می توانند به طور موثر با علائم بیماری مبارزه کنند و روند را به طور قابل توجهی بهبود بخشند، اما نمی توان علل را از بین برد.
اختلالات دوقطبی با دوره های شیدایی و افسردگی مشخص می شود. علائم اختلال دوقطبی می تواند بسیار پیچیده باشد. این امر به دلیل تغییر فازها می باشد که می تواند ابعاد مختلفی به خود بگیرد.
در درمان حاد، تمرکز بر کاهش علائم است. هدف از به اصطلاح پروفیلاکسی فاز، که معمولاً به دنبال آن انجام میشود، کاهش یا اجتناب از دورههای بعدی است. درباره تشخیص، درمان و نقاط تماس بیشتر بیاموزید.
این به نوبه خود به این معنی است: اختلالات دوقطبی بیماری های مزمنی هستند که نیاز به درمان مادام العمر دارند. درمان تنها زمانی می تواند به طور دائم و موثر انجام شود و کیفیت زندگی به طور قطعی بهبود یابد که افراد آسیب دیده و نزدیکان آن ها از این موضوع آگاه باشند.
درمان و دارو ترکیبی از روان درمانی و داروهای روانگردان امیدوارکننده ترین رویکرد درمانی است. در حالی که قبلاً اختلال دوقطبی عمدتاً با داروهای روانگردان درمان میشد، کارشناسان اکنون توافق دارند که ترکیبی از روشهای درمان دارویی و رواندرمانی امیدوارکنندهترین روش است.

با این وجود، درمان با داروهای روانگردان راه حل دوم است، زیرا بدون داروی مناسب، خلق و خوی دیوانگی یا افسردگی به سختی تثبیت میشود و حتی در مراحل خلق پایدار، احتمال عود بسیار زیاد است. روان درمانی می تواند به طور مفیدی مکمل این درمان باشد و مهارت هایی را به افراد آسیب دیده آموزش دهد که به آن ها کمک می کند تا بهتر با بیماری خود مقابله کنند.
اختلالات دوقطبی چیست؟
اختلالات دوقطبی یک بیماری روانی است. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی در طول مراحل شدید (شیدایی)، سرزنده، بسیار فعال، تحریک پذیر، نامنظم و بی قرار هستند. این فازهای بالا با فازهای بسیار پایین (افسردگی) متناوب می شوند. در این موارد، افراد احساس افسردگی و بیحالی کرده و در نتیجه عزت نفس آن ها به شدت کاهش مییابد. اختلال دوقطبی را بیماری شیدایی – افسردگی می نامیدند.
اولین علائم اختلالات دوقطبی اغلب در نوجوانی یا جوانی ظاهر می شود.
اختلالات دوقطبی نیز به طور کلی به موارد زیر تقسیم می شوند:
- اختلال دوقطبی نوع اول: دوره هایی از شیدایی و افسردگی وجود دارد.
- اختلال دوقطبی نوع دوم: دوره های هیپومانیا و افسردگی رخ می دهد.
افراد مبتلا به اختلالات دوقطبی اغلب از سایر بیماری های روانی نیز رنج می برند.
- اختلالات اضطرابی
- اختلال وسواس فکری عملی
- اعتیاد به مواد
- اختلال خوردن
- بیش فعالی
- اختلالات شخصیتی
بیماری های جسمی نیز می توانند در ارتباط با اختلالات دوقطبی رخ دهند.
- بیماری های قلبی
- سندرم متابولیک
- دیابت نوع 2
- میگرن
- اختلالات اسکلتی عضلانی
علل اختلال دوقطبی چیست؟
چگونگی ایجاد اختلالات دوقطبی هنوز از نظر علمی به طور قطعی روشن نشده است. در دنیای حرفه ای فرض بر این است که چندین عامل در این اختلال نقش دارند. عوامل خطر احتمالی برای ایجاد هیپومانیا یا شیدایی در زمینه اختلال دوقطبی عبارتند از:
- اختلال دوقطبی در خانواده (بستگان خونی)
- افسردگی شدید در دوران کودکی و نوجوانی
- شروع سریع/رفع سریع افسردگی
- علائم هیپومانیک مرتبط با افسردگی
در این میان تأثیرات محیطی و ویژگی های شخصیتی نیز ممکن است نقش داشته باشند.
درمان اختلال دوقطبی بسته به مرحله بیماری که فرد مبتلا در آن قرار دارد اهداف متفاوتی دارد.

1). درمان حاد – اختلالات دوقطبی
با افزایش سطح دانش در مورد درمان اختلالات دوقطبی و شناخت پیچیدگی بیماری، به طور فزاینده ای روشن شده است که طراحی درمان حاد با در نظر گرفتن هرگونه درمان دارویی ضروری (تثبیت کننده های خلق و خو) چقدر مهم است. درمان حاد به محض وقوع مرحله حاد بیماری آغاز می شود. درمان حاد تا زمانی که علائم حاد به طور قابل توجهی بهبود یابد ادامه می یابد. بسته به شدت و نوع علائم، از داروهای مختلف و درمان های غیردارویی استفاده می شود.
2). درمان نگهدارنده
درمان نگهدارنده برای تثبیت وضعیت بیماری است که عودبه صورت مستقیم رخ نمی دهد. هدف حفظ این وضعیت پایدار برای حداقل شش تا 12 ماه است. برای این منظور ترکیبی از روان درمانی و درمان دارویی استفاده می شود.
۳). پیشگیری از عود
بازگشت خلق و خوی فرد مبتلا به حالت عادی شروع می شود و هدف آن جلوگیری از یک دوره حاد دیگر بیماری در دراز مدت است. مدت زمان انجام پروفیلاکسی عود بستگی به تعداد مراحل دارد. اگر سه مرحله یا بیشتر در عرض 5 سال وجود داشته باشد، درمان طولانی مدت با دارو برای جلوگیری از فازهای مجدد نشان داده می شود.

درمان پزشکی اختلالات دوقطبی
در مورد اختلالات دوقطبی، هر فرد مبتلا طیفی از علائم خود را نشان می دهد که می تواند از نظر شدت متفاوت باشد. بنابراین مهم است که همیشه دارو را به صورت جداگانه کنار هم قرار دهید. امروزه از سه گروه اصلی داروها استفاده می شود، تثبیت کننده های خلق و خو، ضد افسردگی ها و داروهای ضد روان پریشی غیر معمول.
این داروها که بر روی سیستم عصبی مرکزی و بر عملکردهای روانی تأثیر میگذارند، تنها پس از چند هفته، تأثیر کامل خود را نشان میدهند. بنابراین، این علائم بلافاصله بهبود نمی یابد. بنابراین، مصرف دارو طبق توصیه پزشک باید به موقع ادامه یابد، حتی اگر هنوز اثری نداشته باشد.
تثبیت کننده خلق و خو
تثبیت کننده های خلقی معمولاً در هر سه مرحله درمانی (درمان حاد، درمان نگهدارنده، پیشگیری از عود) استفاده می شود. آن ها نوسانات خلقی بیش از حد را در یک دوره دیوانگی و افسردگی متعادل می کنند. این داروها می توانند این اثر را هم به صورت حاد و هم در دراز مدت ایجاد کنند.
این ویژگیها، تثبیتکنندههای خلقی را به یک گزینه درمانی مهم در درمان اختلال دوقطبی تبدیل میکنند که در مراحل ثبات نسبی نیز برای جلوگیری از عود استفاده میشوند. مصرف آن در این مدت برای جلوگیری از بروز مجدد بیماری مهم است.

این داروها شامل نمک های لیتیوم و به اصطلاح ضد تشنج ها (به ویژه والپروات، اما همچنین لاموتریژین و کاربامازپین) هستند. انتخاب ماده موثر در درجه اول به نوع بیماری دوقطبی، تحمل پذیری و بیماری های احتمالی فرد موردنظر بستگی دارد. نمک های لیتیوم از عود دوره های دیوانگی و افسردگی تا 80 درصد جلوگیری می کنند یا حداقل علائم را به میزان قابل توجهی کاهش می دهند.
در مورد نمک های لیتیوم، مصرف منظم و دقیق امری بسیار مهم است تا به درستی عمل کرده و عوارض جانبی جدی ایجاد نکنند. لیتیوم احتمال خودکشی را تا 80 درصد کاهش می دهد حتی اگر هیچ بهبودی در علائم وجود نداشته باشد، این در حالی است که سایر داروها فقط اثر غیر مستقیم ضد خودکشی دارند (یعنی با بهبود علائم افسردگی). خطر مصرف بیش از حد با داروهای ضد تشنج کمتر است. معاینات پزشکی منظم به طور کلی باید در حین مصرف تثبیت کننده های خلقی انجام شود.
داروهایی که برای درمان دوره های افسردگی حاد و اختلالات دوقطبی استفاده می شود
در مرحله حاد افسردگی، کوتیاپین و ترکیب آن با داروهای ضد افسردگی موثر واقع می شود. در مراحل حاد دیوانگی، تثبیت کننده خلق اغلب باید با یک آنتی سایکوتیک غیر معمول (مانند ریسپریدون، اولانزاپین، آریپیپرازول) ترکیب شود تا اثر ضد دیوانگی کافی حاصل شود. در مورد بی قراری، تکانه های تهاجمی و حالت های اضطراب، آرام بخش ها (مانند دیازپام، لورازپام، آلپرازولام) می توانند به طور موقت استفاده شوند.
روان درمانی
روش های روان درمانی با موفقیت در درمان اختلالات دوقطبی استفاده می شود. در مورد اختلالات دوقطبی، به طور کلی باید به عنوان یک مکمل در نظر گرفته شوند و نه به عنوان جایگزینی برای درمان دارویی (روان دارویی). با کمک روان درمانی، افراد مبتلا یاد می گیرند که با بیماری خود و بهتر با زندگی روزمره و رویدادهای استرس زا کنار بیایند، روابط بین فردی خود را بهبود بخشند و از عود بیماری جلوگیری کنند.
به عنوان مثال، هنگام مصرف دارو، او اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کند و در نتیجه قابل اعتمادتر می شود. از بین اشکال مختلف درمانی که می توان با موفقیت در اختلالات دوقطبی استفاده کرد، روان پزشک باید درمان مناسب را برای بیمار خود بیابد. درمان شناختی – رفتاری، خانواده درمانی و ریتم درمانی اجتماعی به ویژه در اختلال دوقطبی موثر هستند. آموزش روانی و مشارکت بستگان باید بخشی از هر درمانی باشد.

رویکردهای روان درمانی – اختلالات دوقطبی
در مطالعات مختلف، چندین اشکال روان درمانی برای اختلالات دوقطبی مؤثر بوده است. این موارد شامل درمان خانواده محور، درمان شناختی رفتاری، ریتم درمانی بین فردی و اجتماعی و آموزش روانی گروهی است. این رویکردها میتوانند به افراد آسیبدیده کمک کنند تا سریعتر از مرحله افسردگی یا دیوانگی بهبود یابند، مرحله دیگری از بیماری را بعداً تجربه کنند و آسیبهای کمتری را در محل کار و روابط اجتماعی خود تجربه کنند.
یک هدف مهم درمان، پیشگیری از عود است: این باید از مراحل بعدی بیماری جلوگیری کند یا این اختلالات را تا زمانی که ممکن است به تاخیر بیندازد. تمرکز بر آموزش روانی بیمار و بستگان او است که در آن همه افراد درگیر اطلاعاتی در مورد پیشرفت بیماری دریافت می کنند. بیماران همچنین یاد می گیرند که بهتر با استرس کنار بیایند، علائم هشدار دهنده اولیه یک دوره دیوانگی یا افسردگی را تشخیص دهند، با استراتژی های مناسب واکنش نشان دهند و به طور کلی زندگی متعادل تر و پایدارتری داشته باشند.
در طول یک دوره افسردگی، روان درمانی بسیار شبیه به درمان افسردگی تک قطبی است. برای مثال، در اینجا، هدف ایجاد یک برنامه روزانه منظم و ایجاد انگیزه در بیمار برای فعالیت بیشتر و لذت بردن از فعالیت های دلپذیر است. علاوه بر این، افکار منفی بیمار زیر سؤال می رود و بیمار تشویق می شود تا تماس های اجتماعی خود را از سر بگیرد. با این حال، یک تفاوت کلیدی در اختلالات دوقطبی این است که درمانگر باید همیشه از احتمال انحراف به حالت هیپومانیک یا دیوانگی آگاه باشد.
در اینجا تمرکز بر درمان با دارو است که در بیشتر موارد به صورت بستری در یک کلینیک انجام می شود. درمان با داروی مناسب در دوره هیپومانیک نیز مهم است، اما بستری شدن در بیمارستان معمولاً ضروری نیست. در این صورت ادامه روان درمانی منطقی است زیرا می تواند به ثبات بیمار کمک کند.
زوج درمانی و خانواده درمانی – راهکاری مؤثر برای درمان اختلالات دوقطبی
زوج درمانی و خانواده درمانی می تواند برای اختلال دوقطبی بسیار مفید باشد و احتمال عود را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. جنبه های مهم این رویکرد آموزش بیماری و علل آن (آموزش روانی)، کمک به حل مشکلات روزمره (آموزش حل مسئله)، بهبود مهارت های ارتباطی و کمک به پیشگیری از عود است.
زوج درمانی و خانواده درمانی به ویژه در مورد اختلال دوقطبی مفید است زیرا درگیری در خانواده یا شراکت اغلب در نتیجه این بیماری ایجاد می شود. این ها می توانند نوسانات خلقی قوی را در بیمار ایجاد کنند و در نتیجه احتمال لغزیدن به سمت دیوانگی یا افسردگی را افزایش دهند.
به عنوان مثال، اغلب اتفاق می افتد که بستگان از قبل خلق و خوی بیمار را غیرعادی و نگران کننده می دانند. این در حالی است که فرد مورد نظر وضعیت خود را مشکل زا نمی داند. اگر اقوام سعی در اعمال نفوذ داشته باشند، برای مثال با جملاتی مانند “رفتار شما کاملاً متفاوت از حد معمول است، بهتر است به پزشک مراجعه کنید”، فرد مورد نظر می تواند به سرعت احساس حمایت کند. از سوی دیگر، اقوام اغلب تحت فشار شدید این بیماری مزمن از سوی فرد مبتلا هستند.
در درمان، همه اعضای خانواده این فرصت را دارند که به دیدگاه ها و مشکلات خود به طور کلی و در ارتباط با بیماری بپردازند. با گذشت زمان، آن ها یاد می گیرند که دیدگاه های یکدیگر را بهتر درک کنند، که می تواند به یافتن راه حلی که برای همه رضایت بخش است کمک کند.
درمان شناختی – رفتاری
این شکل از درمان در مورد اختلال دوقطبی نیز مفید است. درمانگر و بیمار ابتدا با هم بررسی می کنند که چه عواملی در ایجاد بیماری نقش داشته اند و چه عوامل خطر خاصی باعث بروز فازهای دیوانگی و افسردگی بیماری می شوند. بیماران معمولاً باید یک دفتر خاطرات خلقی داشته باشند، که از طریق آن می توان نوسانات خلقی و محرک های آن ها را در گذشته شناسایی کرد.
همراه با بیمار، درمانگر بررسی می کند که مصرف منظم دارو چقدر مهم است و او را تشویق می کند تا ریتم متعادل تری از زندگی را اتخاذ کند. علاوه بر این، افکار و الگوهای فکری معمولی مانند: “من می توانم هر کاری انجام دهم”، “توانایی های ویژه من به درستی قدردانی نمی شوند” ایجاد می شوند که می توانند شروع دیوانگی یا افسردگی را تقویت کنند.
در طول درمان، سیگنالهای هشدار فردی نیز مشخص میشود که میتواند نشانههای شروع دیوانگی، هیپومانیا یا افسردگی باشد.
در یک طرح اضطراری، سپس توافق می شود که فرد مربوطه چگونه می تواند به علائم هشدار دهنده اولیه به روشی معنادار واکنش نشان دهد. این طرح معمولاً شامل چند مرحله است: به عنوان مثال، بیمار ابتدا باید در هنگام بروز اولین علائم خفیف با انجام تمرینات تمدد اعصاب در شب و دیر به رختخواب نرفتن استراحت بیشتری پیدا کند. اگر علائم همچنان در حال افزایش باشند، می توان داروی درخواستی را مصرف کرد و یک قرار ملاقات اضافی با درمانگر گرفت. اگر علائم شدید باشد، توافق می شود که بیمار با اورژانس تماس بگیرد.

در درمان شناختی-رفتاری، بیماران همچنین یاد میگیرند که تواناییهای ذهنی عمومی را بهبود بخشند، مانند بهتر بودن در بیان احساسات و نیازهای خود، مدیریت بهتر تعارضها و بازتر بودن در مورد بیماریشان. افراد مرجع مهم اغلب در درمان گنجانده می شوند تا تعارضات را بتوان با هم حل کرد.
بیش تر بخوانید: بهترین کلینیک زوج درمانی در تهران
بیش تر بخوانید: تعریف زوج درمانگر + بهترین زمان مراجعه به زوج درمانی تهران




