زوج درمانی شناختی رفتاری در این مقاله بررسی خواهد شد؛ اما در ابتدا لزم دانستیم تا به بیان برخی از نکات بپردازیم.
پرسش و پاسخ در مورد زوج درمانی شناختی رفتاری برای مقابله با بحران های زوجین یا خانواده
- چرا زوج درمانی شناختی رفتاری برای رسیدگی به مسائل مربوط به روابط و خانواده مهم است؟
- فرآیندهای شناختی زیربنای زوج درمانی شناختی رفتاری زوجین چیست؟
- تحریف های شناختی مکرر در بحران های زوج یا خانواده چیست؟
- طرحهای درمان شناختی رفتاری برای زوجها و خانوادهها اعمال میشود
- آیا افکار خودکار در درمان شناختی رفتاری با طرحواره ها مطابقت دارند؟
- چه رابطه ای بین طرحواره ها و تحریف های شناختی وجود دارد؟
- چگونه در زوج درمانی بر روی الگوها عمل کنیم؟
- ارزیابی اولیه بر چه اساسی است؟
- از چه تکنیک هایی برای تنظیم درمان استفاده کنیم؟
زوج درمانی شناختی رفتاری نه تنها برای زوج های بحران زده و دارای مشکلات جدی رابطه، در مرحله بحرانی مفید است، بلکه می تواند برای زوج هایی که رابطه رضایت بخشی دارند، به منظور بهبود ارتباط، جلوگیری از هرگونه درگیری در آینده، برای حفظ تعادل مفید باشد.

هر یک از ما تجسم تجربه برخوردهایمان با یکدیگر، قوانینی که آموخته ایم رفتار را در جهان، باورها، انتظارات و شیوه شخصی زندگی و ابراز عشق را هدایت می کنیم. دقیقاً از عشق است که میل به با هم بودن و شناخت یکدیگر در پیوندی انحصاری زاده می شود. حس تعلق زوجین را به یک «ما» تبدیل میکند. زندگی مشترک رابطهای که از آن داستانی جدید بیرون میآید.
بنابراین، عملکرد یک زوج مستلزم ایجاد مشترک و اشتراک گذاری مداوم معانی و پروژه ها و در نتیجه مذاکره در مورد انتظارات، نقش ها، قوانین و اهداف مشترک است.
اتفاقات زیادی وجود دارد که ما به عنوان یک زوج با آن روبرو هستیم: زندگی مشترک، ازدواج، خانه تکانی، برنامه پدر و مادر شدن، تولد فرزند، تجربیات سوگواری، تغییر شغل، مشکلات اقتصادی.
زندگی با این به ما امکان می دهد رشد کنیم و در نتیجه تعادل در رابطه را برقرار نماییم. با این حال، تکامل همیشه هماهنگ نیست و ممکن است تعارضات عمیقی به وجود بیاید: وقتی زوج دچار بحران می شود، خواندن انسجام و مشروعیت درخواست های طرف مقابل دشوار است. ما در پذیرش نیازهای او مشکل داریم و اغلب احساس غم و اندوه عمیق، تنهایی، عدم ارتباط را تجربه می کنیم.
زوج درمانی
درمانگر موضوع سومی است که در پویایی زوجین گنجانده شده است که می تواند «فرصتی خوب» برای شناخت متقابل، برای آشکار کردن سوء تفاهم ها، برای بیان نیازهای جدید متقابل باشد و بدین ترتیب آزادی توانایی در کنار هم بودن را به هر یک از اعضای زوج بازگرداند. زوج درمانگر به زوجین دستور نمی دهد که چگونه رفتار کنند، او مانند مهمانی است که اجازه ورود به خانه و ایجاد تغییراتی در فضایی سرشار از احترام و همکاری را پیدا کرده است. او دعوت به مشارکت فعال و آگاهانه می کند. زوج درمانی از طریق مصاحبه های دو هفته ای انجام می شود و شامل مراحل مختلف مداخله است:
- نظرسنجی در مورد انگیزه انجام یک مسیر روان درمانی
- مجموعه ای از تاریخچه زوج و داستان های شخصی
- شناسایی و درک منشاء رنج زوجین، نیازهای بیان نشده، سوء تفاهم ها و پویایی قدرت
- شناسایی و تجزیه و تحلیل اپیزودهای روزانه که از طریق آن ها درگیری ها بیان می شود
- به اشتراک گذاری و آشکارسازی معانی و چارچوب های معنایی که رفتار شرکای متقابل را به منظور بهبود هدایت می کند.
- توانایی گوش دادن و برقراری ارتباط، تقویت متقابل پتانسیل فرد، کاهش رنج و تعارض
زوج درمانی و رابطه جنسی
رابطه جنسی در زندگی زناشویی ذاتی است. مشکلات یا مشکلات در حوزه جنسی می تواند تأثیر منفی بر روابط زوجین بگذارد و در عین حال مشکلات در روابط زوجین می تواند بر زندگی جنسی آن ها تأثیر بگذارد و منجر به بروز اختلالات میل، برانگیختگی و ارگاسم شود. بنابراین در مرحله اولیه تشخیص و ارزیابی، بررسی کیفیت زندگی جنسی زوجین مهم است.

حمایت والدین
پروسه پدر و مادرشدن شادی و زیبایی را به همراه دارد، اما در عین حال وظیفه ای پیچیده و ظریف را نشان می دهد: در واقع، تغییرات مهمی را در فرد مجرد و همچنین در زوجی ایجاد می کند که خود را مجبور به تکامل، اصلاح می بینند. استراتژی های جدید را به تدریج اتخاذ کنید تا کودک رشد کند و نیازهای متفاوتی داشته باشد.
گاهی اوقات، لحظات سخت در تربیت کودک باعث سردرگمی می شود و والدین ممکن است احساس درماندگی، ترس و دوری از تصمیم گیری کنند و این می تواند کل خانواده را تحت فشار قرار دهد. هدف حمایت والدین درمان پیوندهای دلبستگی از طریق جلساتی است که هدف آنها موارد زیر است:
- تشویق یک گفتگوی جدید بین والدین که می تواند به بازتعریف نقش آنها و مدیریت تعارضات کمک کند.
- به زوج کمک کنید یکدیگر را پیدا کنند و یکدیگر را به عنوان پشتیبان یکدیگر بشناسند،
- مشاوره در مورد سبک های آموزشی که باید انجام شود.
- برای همدلی بیشتر با فرزندتان، رابطه با او را تسهیل کنید.
- کمک به زوج والدین در شناخت عواطف اصلی به منظور تشویق ابراز آن ها در میان اعضای خانواده و در نتیجه تغییر رفتارهای مشکل ساز.
مسیرهای حمایتی والدین می تواند در تمام مراحل مختلف چرخه زندگی مفید باشد: از تولد فرزندان، تا رشد آن ها، در مرحله پیچیده نوجوانی، تا لحظه ای که کودک خانه را به دلیل ازدواج ترک می کند.
حمایت والدین در مواجهه با جدایی
ممکن است زن و شوهری در مقطعی از تاریخ مشترکشان متوجه شوند که دیگر نمی توانند به عنوان یک زوج به لحاظ رابطه ای و جنسی پیش بروند، اما زوج والدین موضوع دیگری است. ما همیشه پدر و مادر می مانیم، حتی اگر از هم جدا شده باشیم، و مهم است که بتوانیم این جنبه را با وجود تمام دردهای ناشی از پایان رابطه عاشقانه حفظ کنیم.
والدین اغلب از خود میپرسند که آیا و چگونه میتوانند خبر جدایی را به فرزندان خود برسانند و گاهی از ترس رنج بردن آن ها، آن ها را بی خبر نگه داشته و دروغ میگویند. از سوی دیگر، اطلاعرسانی حقیقت، امری بسیار مهم است.

مرحله حساسی که باید با دقت و عشق به اهمیت اعتماد به مادر و پدر مدیریت شود. برای فرزند، درک احساسات والدین ضروری است.
زوج درمانی شناختی رفتاری برای رسیدگی به مسائل مربوط به روابط و خانواده
کاربردهای CBT در مشکلات زناشویی تقریباً 50 سال پیش در نوشته های اولیه آلبرت الیس در مورد اهمیت افکار در مشکلات زناشویی معرفی شد. الیس و همکارانش پیشنهاد کردند که اختلال عملکرد زمانی اتفاق میافتد که افراد باورهای غیرمنطقی یا غیر واقعی در مورد شریک زندگی خود و رابطهشان داشته باشند و ارزیابیهای منفی درباره شریک زندگی و رابطهشان ابراز کنند که کم تر از انتظارات غیرواقع بینانهشان باشد. هنگامی که این فرآیندهای شناختی منفی فعال می شوند، فرد احتمالاً احساسات منفی شدیدی را تجربه می کند (خشم، ناامیدی و تلخی) و رفتار بدی نسبت به شریک زندگی خود دارد.
روشهای تثبیتشده ارزیابی شناختی و مداخلهای که از درمان فردی به دست میآیند، توسط روج درمانی شناختی رفتاری برای استفاده در زوجدرمانی به منظور شناسایی و اصلاح تحریفهای شناختی که شرکا با یکدیگر تجربه میکنند، اقتباس شدهاند. مانند روان درمانی فردی، مداخلات شناختی-رفتاری برای زوج ها به منظور افزایش مهارت های شرکا در شناسایی و تغییر افکار ناکارآمد، ارتباط و مهارت های حل مسئله سازنده طراحی شده است.
زوج درمانی شناختی رفتاری بیش از هر درمان دیگری تحت بررسی اثربخشی کنترلشده ای قرار گرفته است.
فرآیندهای شناختی زیربنای درمان شناختی رفتاری زوجین
- ادراکات: در روابط زن و شوهر و خانواده، ادراکات به نحوه تعامل ما با شرکا یا اعضای خانواده و نحوه درک ما از آن ها در جریان تعامل اشاره دارد.
- انتظارات و وظایف: محتویات زوج درمانی شناختی رفتاری مختلفی وجود دارد که غالباً در روابط در بحران پدیدار می شود، و اگرچه هر مقوله شکل عادی فکری را تشکیل می دهد، اما هر یک مستعد تحریف هستند:
- توجه انتخابی: تمایل به توجه فقط به برخی از جنبه های رابطه و نادیده گرفتن برخی دیگر (مثلاً تمرکز بر سخنان شریک زندگی و نادیده گرفتن اعمال آن ها).
- اسناد: استنباط در مورد عواملی که بر اعمال شریک خود تأثیر می گذارد (مثلاً استنباط اینکه شریک برای اعمال کنترل بر رابطه به سؤالی پاسخ نداده است).
- انتظارات: پیش بینی در مورد احتمال وقوع رویدادهای خاص در رابطه (مثلاً اعتقاد به این که ابراز احساسات به یک شریک باعث خشم می شود).
- استخدام: باورها در مورد خصوصیات عمومی افراد و روابط (به عنوان مثال، زنی که معتقد است مردان به ارتباط عاطفی نیاز ندارند).
- وظایف: باورها در مورد ویژگی هایی که افراد و روابط «باید» داشته باشند (به عنوان مثال، نباید هیچ مانعی بین شرکا وجود داشته باشد، که باید کاملاً افکار و احساسات را به اشتراک بگذارند).
در زمان همهگیری، یکی از پیامدهای انزوا در روابط بین زوجین منعکس میشود. همزیستی بیش از حد می تواند منجر به برخی درگیری ها شود که حتی می تواند منجر به پایان روابط شود، در دوران کروننا در کشور چین، درخواست های طلاق افزایش یافته است.

در طول چند دهه گذشته (به ویژه اواخر قرن بیستم) روشهای جدیدی برای برخورد با خانواده یا زوج ایجاد شده است که در میان آن ها وابستگیهای نظری را مییابیم که در تقاطع جریانهای سنتیتری قرار دارند که اخیراً ارائه کردیم.
اما این رویکردهای جدید خانواده، کم و بیش به صراحت از دو جریان اصلی (روانکاوی و رویکرد سیستمی) که به طور سنتی به مراقبت از خانواده علاقه مند بوده اند، متمایز است. در این زمینه، ما زوج درمانی شناختی رفتاری را پیدا می کنیم.
در حال حاضر، چارچوب رسمی و تکنیکهای این اشکال جدید کلینیک با خانواده یا زوجین هنوز در دست ساخت هستند (حداقل برای برخی از آن ها) و با وابستگیهای نظری اغلب عرضی مشخص میشوند. در این بخش، خطوط اصلی این درمانها را به اختصار برای خانواده ارائه میدهیم که گاهی با احتیاط با اصطلاحات همراهی خانواده مشخص میشوند.
قبل از پرداختن به رویکردهای خانواده با اشاره به مدل تاب آوری، با یادآوری چارچوب و اهداف CBT های اعمال شده در خانواده یا زوج و سپس درمانهای چند سیستمی شروع میکنیم.
تحریف های زوج درمانی شناختی رفتاری مکرر در بحران های زوج یا خانواده
بک و همکاران (1979) علاوه بر افکار و طرحوارههای خودکار، تحریفهای زوج درمانی شناختی رفتاری یا خطاهای پردازش اطلاعات را شناسایی کردند که باعث میشود افکار منبع پریشانی و تعارض باشند.

- استنباط خودسرانه: با نتیجه گیری بدون شواهد معتبر انجام می شود.
- انتزاع انتخابی: اطلاعات از متن خارج می شوند و برخی از جزئیات برجسته می شوند، در حالی که سایر اطلاعات مهم نادیده گرفته می شوند. برای مثال، مردی که همسرش به سؤالات او به صورت تک هجا پاسخ می دهد، به این نتیجه می رسد: «رفتار او با من پرخاشگرانه است».
- تعمیم بیش از حد: یک رویداد منفرد (یا یک جفت) به عنوان نمایشی از همه موقعیتهای مشابه، خواه مربوط به آن باشد یا نباشد، پذیرفته میشود. به عنوان مثال، هنگامی که والدین فرزند خود را از بیرون رفتن با دوستان خود منع می کنند، کودک فرض می کند: “تو هرگز به من اجازه نمی دهی کاری انجام دهم.”
- اغراق و کوچک سازی: یک موقعیت کم و بیش مهمتر از آن چیزی است که سزاوار آن است. مثلاً شوهر عصبانی وقتی حساب می کند همسرش چقدر خرج کرده و می گوید: «ما خراب شدیم» عصبانی می شود.
- شخصی سازی: وقایع بیرونی بدون شواهد کافی برای رسیدن به چنین نتیجه ای به خودشان نسبت داده می شوند. به عنوان مثال، زنی که متوجه می شود شوهرش به غذایی که درست می کند نمک می افزاید، فکر می کند: “او از طرز پخت من متنفر است.”
- تفکر دوگانه یا تفکر قطبی شده: تجربیات به صورت سیاه یا سفید، یک موفقیت کامل یا یک شکست کامل کدگذاری می شوند. به عنوان مثال، شوهری که همسرش با چیدمان اشیاء داخل کمد که تازه مرتب کرده موافق نیست، چنین فرض می کند: “او هرگز از کاری که من انجام می دهم راضی نیست.”
- برچسب زدن: هویت فرد بر اساس نقص ها و اشتباهات گذشته خود تعریف می شود. به عنوان مثال، زن به دنبال اشتباهات مکرر در تهیه غذا، فکر می کند: “من بی ارزش هستم.”
- دید تونلی: گاهی اوقات شرکا فقط آنچه را که می خواهند ببینند یا آنچه را که با وضعیت ذهنی فعلی آنها مطابقت دارد می بینند. مردی که احساس میکند همسرش «به هر حال آنچه را که میخواهد انجام میدهد» ممکن است او را به خاطر گرفتن یک تصمیم کاملاً خودخواهانه سرزنش کند.
- تعبیر تحریف شده: نوع استدلالی که شرکا در لحظات بحران به طور خودکار فرموله می کنند، با این فرض که رفتار طرف مقابل توسط نیت بد دیکته می شود. برخی از زوج ها یکدیگر را به خاطر نیت بد سرزنش می کنند، مثلاً مردی که فکر می کند: “من می دانم در ذهن او چه می گذرد، او فکر می کند من نمی دانم چه کار می کند”.
داده های اخیر نشان می دهد که 43 درصد از زوج ها در 15 سال اول ازدواج از هم جدا می شوند و این تعداد همچنان در حال افزایش است. بسیاری از زوج هایی که در بحران هستند به خانواده درمانگران مراجعه می کنند که برای 69٪ از رویکرد شناختی رفتاری استفاده می کنند.

مفروضات زوج درمانی شناختی رفتاری که توسط بک (1988) توضیح داده شده و توسط نویسندگان دیگری مانند داتیلو (2013) توسعه یافته است، بر این مفهوم استوار است که هر فرد دارای یک الگوی خانواده است که از تعامل با شخصیت های دلبستگی در دوران کودکی شکل می گیرد که در خدمت آن است. به عنوان یک مدل پیش بینی و تفسیری از روابط آینده و در نتیجه نحوه تفسیر یک فرد از نقش خود در روابط زوجین.
طرح درمان بر این تمرکز دارد که چگونه شرکای یکدیگر را درک می کنند، درک نادرستی از یک دیگر دارند یا در درک یکدیگر شکست می خورند و چگونه ارتباط برقرار می کنند، ارتباط نادرست دارند یا در برقراری ارتباط شکست می خورند. برای خنثی کردن تمایل به تفکر منفی در مورد شریک زندگی، که منجر به درگیری یا خصومت می شود، باید برخی از اصول شناختی را در نظر داشت:
- ما هرگز نمی توانیم بفهمیم که خلق و خو، فکر و احساس دیگری دقیقاً چیست.
- اطلاعات ما در مورد نگرش ها و خواسته های دیگران به نشانه هایی بستگی دارد که اغلب مبهم هستند.
- برای رمزگشایی این سیگنال ها از سیستم کدگذاری خودمان استفاده می کنیم که اغلب معیوب است.
- بسته به حال و هوای آن لحظه، میتوانیم در استفاده از روش خود برای تفسیر رفتار دیگران جانبدارانه باشیم.
- درجه دقتی که متقاعد شدهایم در حدس زدن انگیزهها و نگرشهای طرف مقابل به دست آوردهایم، اصلاً به دقت واقعی نظرات ما مربوط نیست.
در زوج درمانی شناختی رفتاری، پرداختن به افکار مشخصه هر یک از طرفین ضروری است. همان طور که افراد طرح واره های اساسی خود را در مورد خود، جهان و آینده ایجاد، آن ها همچنین طرحواره هایی را در مورد ویژگی های روابط نزدیک به طور کلی و در مورد خود ایجاد می کنند. الگوها اغلب در مرکز تضادهای زوجین قرار دارند، برخی از آن ها از تجربیاتی که در رابطه فعلی زندگی کرده اند، نشات می گیرند، برخی دیگر از تجربیاتی که در روابط قبلی داشته اند. طرحواره ها همچنین می توانند از تجربیات زیسته در خانواده اصلی فرد نشات بگیرند یا می توانند بر مبنای فرهنگی عمیقاً ریشه دار باشند.
به عنوان مثال، مردی ممکن است این باور را داشته باشد که همسرش به راحتی در هنگام مشاجره گریه می کند و بنابراین، ممکن است انتظار داشته باشد که هر زمان که آن ها بحث شدیدی دارند گریه کند. این انتظار با طرحوارههای ریشهدار و تعمیمیافته او درباره ویژگیها و عواطف زنان به طور کلی همخوانی دارد، که به نوبه خود بر اساس روابط عاشقانه قبلی او یا آنچه که در طول زندگیاش در مورد جنسیت زن آموخته است.

در زوج درمانی، هر دو طرف مجبورند از الگوها و باورهای خود فاصله بگیرند تا بتوانند نیازهای یکدیگر را به نحو مناسبتری ببینند و در نظر بگیرند. به این ترتیب، فرصتی برای شکستن آن باورهای سفت و سختی ایجاد می شود که به ایجاد و حفظ تعارض از طریق زیر سوال بردن برخی رفتارها کمک می کند، که امکان آزمایش تعاملات جدید را با رویکرد انعطاف پذیرتر برای ارضای نیازهای متقابل فراهم می کند.
یکی از رایجترین روشهای مداخله، بهبود توانایی شرکا در بیان افکار و احساسات و گوش دادن به یکدیگر است. برای ارتقای تعامل رابطهای سالم، درمانگر راهبردهایی را با هدف بهبود ارتباطات حالات درونی فرد در رابطه با نگرشهای شریک معرفی میکند. این امکان را برای افراد ایجاد میکند که از منظر بیرونی به یکدیگر نگاه کنند تا ناظر خود شوند و بتوانند در مورد نحوه صحبت کردن با یکدیگر و اینکه چگونه باید الگوهای ناکارآمد تعامل خود را تغییر دهند، بحث کنند.
سایر تکنیک های زوج درمانی شناختی رفتاری بر برنامه ریزی فعالیت های مشترک تمرکز دارند. در حل مشکلات مشترک؛ قراردادهایی برای مبادله رفتارهای دلخواه، که در آن همه تشویق می شوند تا علیه دیگران به میدان بروند. آموزش جرأت ورزی، که در آن زن و شوهر یاد می گیرند که تفاوت بین پاسخ های قاطعانه، منفعلانه و پرخاشگرانه را تشخیص دهند و چگونه قاطعیت تعاملات سالم تر را ترویج می کند.
زوج درمانی شناختی رفتاری
یک واقعیت است که با همزیستی اجباری، زوجین می توانند از این دوران برای تقویت پیوندی که آن ها را به هم پیوند می دهد، استفاده کنند، اما خاطرنشان می شود که در بیشتر موارد این نزدیکی باعث ایجاد تضادهای زیادی شده است، بنابراین شرایط نیاز به تحمل، صبر و احترام دارد. برای فضای آن ها با توجه به این موضوع و افزایش میزان جدایی در سالهای اخیر در برزیل، ارزش درک نحوه عملکرد زوج درمانی شناختی رفتاری با روابط زناشویی را دارد.
درمان CBT برای زوج ها از رویکردی بسیار مشابه با سایر اختلالات روانی پیروی می کند. زیرا بسیاری از مشکلات در روابط بین زوجین در CBT ناشی از شناخت مخدوش آنها در نظر گرفته می شود.
آرون بک کتابی به این موضوع اختصاص داده است. نسخه پرتغالی به عنوان Para Além do Amor شناخته می شود. سایر نویسندگان، از جمله فرانک داتیلیو، زندگی خود را به مطالعه CBT برای زوج ها و خانواده ها اختصاص دادند.
مدیریت زوج درمانی از ساختار خاصی پیروی می کند که در آن با ارزیابی موقعیت شروع می شود، مشکلات رابطه مطرح می شود، تعامل طرفین، عوامل استرس زا و نقاط قوت مشاهده می شود. روانشناس از ابزارهایی برای سنجش میزان رضایت زناشویی با حضور هر دو در مشاوره استفاده می کند.
جلسات انفرادی برای جمع آوری اطلاعاتی برگزار می شود که در حضور سایر اعضا قرار نگرفته است. متخصص نمی تواند داده های جمع آوری شده را بدون اجازه همسر به اشتراک بگذارد.
همانند سایر اختلالات یا شکایات روانی، آموزش روانی با تبیین الگوی زوج درمانی شناختی رفتاری انجام می شود تا تأثیر شناخت ها بر احساسات و رفتار خود را درک کنند.
برای نظارت بر افکار تحریف شده، روانشناس پرونده تفکر ناکارآمد را ارائه می دهد که در آن زوج موقعیت های محرک، افکار، احساسات، واکنش های فیزیکی و رفتارها را درک می کند.
روی تحریف های شناختی همسران نیز کار می شود، واضح است که بسیاری از سوءتفاهم ها در رابطه به دلیل این پردازش ناکارآمد رخ می دهد. رایج ترین تحریفات زوج ها عبارتند از استنتاج دلخواه، تعمیم، ذهن خوانی، انتزاع انتخابی، شخصی سازی، حداکثر سازی و به حداقل رساندن، برچسب زدن و تفکر دوگانه.
علاوه بر این تحریف ها، مشکلات ناشی از توجه انتخابی، اسناد، انتظارات ایجاد شده، مفروضات و استانداردهای تثبیت شده به وجود می آیند.

برای بازسازی شناختی زوج، تکنیکهای بحث سقراطی آموزش داده میشود که با آن زوج افکار جایگزینی را برای آنچه در RPD ثبت شده است، فرموله میکند. همچنین از پیکان رو به پایین برای شناسایی باورهای میانی و باورهای اصلی استفاده می شود. درمانگر با تشریح مشکلات، نقاط قوت و طرح درمان، مورد را با زوجین مفهوم سازی می کند.
نقش احساسات در زوج درمانی بسیار مرتبط است، زیرا احساساتی مانند خشم، ترس و غم می تواند تأثیر منفی بر رابطه داشته باشد. در CBT برای زوج ها، از تکنیک های مداخله در واکنش های عاطفی استفاده می شود. به شناسایی احساسات و ارتباط آن با افکار، ارزیابی شدت آن ها و بیان آن ها کمک می کند.
جنبه دیگری که باعث ایجاد درگیری و دعوا می شود، ارتباط است. در این راستا زن و شوهر معمولاً به حرف یکدیگر گوش نمی دهند و به همین دلیل است که در درمان، آموزش های ارتباطی وجود دارد که در آن به هر دو آموزش داده می شود که واضح و مشخص صحبت کنند، از کنایه یا استدلال های تحقیرآمیز استفاده نکنند تا رنجش را کنترل کنند (درخواست وقفه در بحث)، فعالانه و همدلانه گوش کنید، آنچه را که شنیدهاید به اشتراک بگذارید و به شیوهای مهربان، مودبانه و دیپلماتیک رفتار کنید.
شرکا ممکن است در حل مشکلات با مشکلات زیادی روبرو شوند که می تواند منجر به درگیری های بیشتر شود. بنابراین، روانشناس آموزش حل مسئله را برای نشان دادن راهبردهای مشخص برای مقابله با این موقعیت ها برگزار می کند. زن و شوهر به وضوح مشکل را تعریف می کنند، راه حل های جایگزین را مطرح می کنند، مزایا و معایب هر راه حل را ارزیابی می کنند، بهترین راه حل را مذاکره می کنند و قانونی برای تغییر وضع می کنند. به این ترتیب، همسران می توانند موقعیت های متضاد را کاهش دهند و تعاملات مثبت را افزایش دهند.
در نهایت، برای زوج درمانی شناختی رفتاری، CBT بر کمک به کسب مهارتهای اجتماعی از طریق بهبود ارتباطات، حل مسئله، مدیریت احساسات، بازسازی شناختی و پیشگیری از عود تمرکز دارد که میتواند منجر به افزایش رضایت و سازگاری زناشویی شود.
طرحهای درمان زوج درمانی شناختی رفتاری در خانوادهها اعمال میشود.
اصطلاح طرحواره از ریشه یونانی کلمهscheen که به معنای «داشتن» یا «تشکیل دادن» است، گرفته شده است. در روانشناسی، نشان دهنده «رمزگذاری ذهنی از تجربیات است که شامل یک روش سازمان یافته خاص برای درک شناختی و پاسخ به یک موقعیت پیچیده یا مجموعه ای از محرک ها است».
مفهوم طرحواره زیربنای طرحواره درمانی، گسترش قابل توجهی از زوج درمانی شناختی رفتاری سنتی و مفاهیم آن است. اگرچه طرحواره درمانی که برای زوج ها و خانواده ها به کار می رود، تا حدودی به خود طرحواره های افراد توجه می کند، اما بیشتر بر سیستم رابطه ای و طرحواره هایی که به طور خاص حول خود در رابطه ایجاد می شوند، تمرکز دارد. همچنین تجربیاتی را که شریک مجرد یا تک عضو یک خانواده در خانواده اصلی خود و در ابتدای زندگی خود زندگی کرده است، بررسی و تجزیه و تحلیل می کند.
افکار خودکار در زوج درمانی شناختی رفتاری با طرحواره ها
افکار خودکار، خود به خودی و اغلب به صورت گذرا فرموله می شوند. این موارد عمدتاً محتوای شناختی آگاهانه و به راحتی قابل دسترسی هستند. افکار خودکار آگاهانه راهی برای کشف باورها یا الگوهای اساسی یک فرد است. گاهی اوقات محتوای شناختیِ زوج درمامانی شناختی رفتاری ناخودآگاه است.

با این حال، افکار خودکار یک فرد اغلب الگوهای تعمیم یافته زیربنایی او را نشان می دهد، اگرچه آن ها همیشه بیان مستقیم آنها نیستند. بسیاری از آنها نسبتهای موضوع را با توجه به علل وقایعی که مشاهده کرده آشکار میکنند.
چه رابطه ای بین طرحواره ها و تحریف های شناختی وجود دارد؟
الگوهای روابط اغلب به وضوح در ذهن بیان نمی شوند، اما به عنوان مفاهیم مبهم از آنچه هست یا باید باشد وجود دارند. پس از توسعه، آن ها بر نحوه پردازش اطلاعات در موقعیتهای جدید تأثیر میگذارند، به عنوان مثال، بر آنچه که به طور انتخابی ادراک میکند، استنباطهایی که درباره علل رفتار دیگران میکند و میزان رضایتی که از روابط خود خواهد داشت، تأثیر میگذارند. الگوهای موجود، هر چند تغییر آنها دشوار است، می توانند از طریق تجارب جدید مکرر با «دیگران مهم» تغییر کنند.
چگونه در زوج درمانی بر روی الگوها عمل کنیم؟
در زوج درمانی، پرداختن به افکار مشخصه هر یک از طرفین ضروری است. همانطور که افراد طرحواره های اساسی خود را در مورد خود، جهان و آینده ایجاد می کنند، آنها همچنین طرحواره هایی را در مورد ویژگی های روابط نزدیک به طور کلی و در مورد خود ایجاد می کنند. نادیده گرفتن یا عدم توجه کافی به طرحواره های زمینه ای بیماران یک خطای بالینی جدی است. طرحواره ها که اغلب در کانون تعارضات زوجین و خانواده قرار دارند، باید در مراحل اولیه درمان مورد توجه قرار گیرند، در حالی که ارزیابی هنوز ادامه دارد.
ارزیابی اولیه بر چه اساسی است؟
با تجربه ترین و واجد شرایط ترین درمانگران می دانند که مفهوم سازی مورد، لحظه ای حیاتی در فرآیند ارزیابی است و موفقیت درمان به دقت ارزیابی اولیه بستگی دارد. 3 روش اصلی ارزیابی بالینی عبارتند از: مصاحبه فردی و مشترک (منبع مهم اطلاعات در مورد عملکرد گذشته و حال زوج یا خانواده)، پرسش نامه های خود گزارشی (پرسشنامه های استاندارد برای جمع آوری اطلاعات در مورد نظرات اعضای خانواده) و مشاهده رفتاری تعاملات خانوادگی.
اهداف ارزیابی عبارتند از:
- شناسایی نقاط قوت و ویژگی های مشکل ساز افراد، زوج ها یا خانواده ها و محیط.
- شناسایی عملکرد فعلی فرد و خانواده با در نظر گرفتن مراحل رشد و تغییرات آن.
- آن جنبههای زوج درمانی شناختی رفتاری و عاطفی تعامل خانوادگی را که میتوان برای مداخله هدف قرار داد، شناسایی کرد.
بنابراین طی ارزیابی، محتویات و فرآیندهای شناختی، افکار خودکار و باورهای اساسی، انگیزه تغییر افراد، تحریفات شناختی بررسی می شود.
از چه تکنیک هایی برای تنظیم درمان استفاده کنیم؟
برخی از تکنیک های مورد استفاده در زوج درمانی شناختی رفتاری برای زوج ها و خانواده ها:
- آموزش ارتباطی: یکی از متداولترین روشهای مداخله، متقاطع به رویکردهای درمانی مختلف، شامل بهبود توانایی اعضای خانواده در بیان افکار و عواطف و گوش دادن به یکدیگر است.
- تکنیک نوت بوک و مداد: هرکدام یک خودکار و یک دفتر دارند که روی آن هر فکری را که فرموله کرده است یا هر احساسی را که هنگام گوش دادن به نسخه وقایع گفته شده توسط شریک احساس می کند، یادداشت می کند. نوشتن نه تنها تحسینبرانگیز است، بلکه وقفهها را کاهش میدهد، به شرکا و اعضای خانواده اجازه میدهد تمرکز کنند و به آن ها کمک میکند به آنچه گفته میشود گوش دهند و اطلاعات ارزشمندی را یادداشت کنند.
- راهبردهای حل مسئله: در طول مذاکره، اغلب به توانایی سنجش گزینهها با آرامش و آرامش نیاز است و این در صورت اختلاف نظر بسیار دشوار است. به همین دلیل است که استراتژی های حل مسئله همیشه جزء مهم CBCT بوده اند.
هدف اصلی زوج درمانی شناختی رفتاری روشن کردن نحوه تفکر و برقراری ارتباط شرکا به منظور جلوگیری از تفسیرهای نادرست است.
هدف از شناخت درمانی برای زوجین روشن کردن نحوه تفکر و ارتباط شرکا است تا بیش از همه از تفسیرهای نادرست جلوگیری شود.
اصطلاح شناختی به روشی اطلاق می شود که انسان در آن قضاوت می کند، تصمیم می گیرد، اعمال دیگران را به درستی یا نادرستی تفسیر می کند.
انقلاب شناختی در دوران اخیر، روشی را که ما از عقل هم برای حل مشکلات و هم برای ایجاد یا حتی تشدید آن ها استفاده می کنیم، روشن کرده است.

این طرز فکر ما است که باعث ایجاد رفتار و نتایج آن می شود. وقتی در قضاوت یا برقراری ارتباط مرتکب اشتباه میشویم، هم برای خود و هم برای شریک زندگی خود زندگی بغرنجی را ایجاد می نمایم.
در روابط صمیمانه، که در آن تفکر روشن و تصحیح خطا مهم است، توانایی اصلاح و تشخیص قضاوت های اشتباه شریک زندگی وجود ندارد. علاوه بر این، حتی زمانی که یکی معتقد است که به یک زبان صحبت می کند، آنچه می گوید و آنچه دیگری می شنود اغلب دو چیز کاملاً متفاوت هستند. ارتباط نادرست باعث ایجاد و سپس تشدید بسیاری از ناامیدی ها و ناامیدی های زوج ها می شود.
تفسیرهای نادرست مکرر و متعاقب آن خشم متقابل در نهایت به تضعیف پایه های رابطه تا ایجاد یک موقعیت غیرقابل برگشت منجر می شود. تنها در صورتی که مردم متوجه این موضوع شوند و بتوانند قبل از اینکه خیلی دیر شود جلوی آسیب را بگیرند، می توان مشکلات جدی را متوقف کرد.
هدف از زوج درمانی شناختی رفتاری روشن کردن نحوه تفکر و ارتباط شرکا است تا در وهله اول از تفسیرهای نادرست جلوگیری شود.
زوج ها اغلب در ابتدا بر این باورند که رابطه آن ها با دیگران “متفاوت” است، اما دیر یا زود در مواجهه با مشکلات و درگیری هایی که روز به روز در آن ها انباشته می شود، با مشکل مواجه می شوند.
در این موارد، اغلب بدون اینکه بدانید مشکل از کجاست، احساس بیقراری، ناامیدی و درد فزایندهای میکنید. وقتی ناامیدی، ارتباط ضعیف و سوء تفاهم همه را فرا می گیرد، ما شروع به افکار منفی در رابطه با شروع رابطه با یک فرد نادرست می نماییم.
زوج هایی که متعهد به یک پیوند پایدار هستند، انتظارات متقابل خاصی را ایجاد می کنند. شدت رابطه، به میل به عشق، وفاداری و حمایت بی قید و شرط دامن می زند و به همین دلیل به سوء تعبیر از اعمال و معانی دیگری سوق داده می شود.
در مواجهه با تعارض به دلیل ارتباط ضعیف، افراد بیشتر اوقات تمایل دارند یکدیگر را سرزنش کنند، نه اینکه آن را به عنوان یک مشکل قابل حل در نظر بگیرند.
با بروز مشکلات، با گسترش خصومت ها و سوء تفاهم ها، همه ویژگی های مثبت دیگری از چشم می افتند، تا زمانی که رابطه زیر سوال می رود و فرصت باز کردن گره هایی را که قضاوت فرد را مخدوش می کند، از بین می برد.
در دهه اخیر با اشاعه رویکردهای زوج درمانی شناختی رفتاری، جهت گیری به سمت حل مشکلات زناشویی نیز ایجاد شده است.
زوج درمانی شناختی رفتاری یک الگوی فکری مشترک را در افراد دارای مشکلات رابطه شناسایی کرده است. هنگامی که شرکا از انتظارات خود ناامید می شوند، مستعد نتیجه گیری های منفی فوری هستند.
با یک روش معمول ذهن خوانی، شریک ناامید بلافاصله دیگری را متهم می کند. از سوی دیگر، فردی که توهین شده است، می تواند حمله یا عقب نشینی کند و یک واکنش زنجیره ای ایجاد کند. بنابراین یک چرخه معیوب شامل ترکیبی از حمله و تلافی ایجاد می شود.

زوج درمانی شناختی رفتاری نشان داده است که همسران می توانند با اتخاذ نگرشی با اعتماد به نفس کمتر و فروتنی بیشتر در مورد خواندن ذهن یکدیگر یاد بگیرند که منطقی تر باشند. از جمله این موارد آموزش به شرکا برای در نظر گرفتن فرضیه های جایگزین برای نتیجه گیری های منفی است.
ارتباط با ما
کلینیک ویستان یکی از بهترین کلینیک های موجود روان درمانی – روانپزشکی در شهر بزرگ تهران محسوب می شود. شما می توانید برای استفاده از خدمات مشاوره تلفنی و حضوری با زدن بر روی آیکن تماس، با ما ارتباط برقرار نمایید. آرزوی ما رفع بیماری های ذهنی و آرامش شماست.





