درمان افسردگی پس از زایمان — توسط بهترین روانشناس در ویستان

درمان افسردگی پس از زایمان

از آن جایی که دوران پس از زایمان دوران استرس زایی است، ممکن است برخی از مادران به افسردگی بعد از زایمان دچار شوند. اگر افسردگی به موقع درمان نشود ممکن است مشکلات جدی به وجود آید. در چنین شرایطی باید به درمان افسردگی پس از زایمان به صورت جدی نگاه شود.

متخصصین ما در کلینیک ویستان آماده ارائه خدمات به شما عزیزان هستند تا از افسردگی رها شده و به زندگی نرمال و شاد خود برگردید. اگر می خواهید توسط بهترین روانشناسان درمان شوید، پیشنهاد ما به شما حمایت گرفتن از متخصصین کلینیک ماست.

❤️❤️برای ارتباط با رواندرمانگران ماهر ما 09123968270 با این شماره تماس حاصل فرمایید. ❤️❤️

درمان افسردگی پس از زایمان

درمان افسردگی پس از زایمان توسط بهترین روانشناسان در کلینیک های معتبر انجام می شود. طبق تحقیقات افسردگی در زنان بیشتر از مردان است. بسیاری از تغییرات هورمونی با تولد اتفاق می افتد. افسردگی مادر پس از تولد باعث آسیب دائمی به رشد کودک می شود.

احتمال ابتلا به افسردگی پس از زایمان در بارداری ناخواسته بیش تر است.
افسردگی پس از زایمان موجب ایجاد آسیب به رشد کودک

 مطالعات نشان می دهد که بسیاری از زنان به دلایلی مانند احساسات منفی و شرایط تجربه شده در چند هفته اول، بی خوابی و خستگی دچار فراز و نشیب های عاطفی می شوند. در حالی که اختلالات خلقی طولانی تر، بر رشد کودک تأثیر منفی می گذارد.

وقتی نوزاد به دنیا می آید، به مراقبت مادر نیاز دارد. از لحظه تولد، کودک از نظر جسمی به مراقبت از دیگری وابسته است. نوزاد اولین ضربه خود را در دنیای واقعی تجربه می کند، جایی که نیاز به تغذیه، محافظت، لمس، گرما و تماس از یک سیستم محاسبه شده میلی متری در رحم مادر دارد.

به این امر “تروما هنگام تولد” می گویند. زمانی کودک نیازهای او به درستی و کافی برآورده شود، در آینده کودک و بزرگسالی سالم خواهد بود.

وابستگی نوزاد به مراقبت از مادر ممکن است باعث اضطراب مادر شود.

ممکن است مادر در برآوردن نیازهای نوزاد که از هر نظر به او وابسته است مشکل پیدا کند. به خصوص در حاملگی های چند قلویی و اولین زایمان، این وضعیت اضطراب مادر را بیش از پیش افزایش می دهد. مادر از نیازهای همیشگی و پایان ناپذیر نوزاد احساس خفگی می کند.

مادرانی که در گذشته بچه دار می شدند همیشه مادر، خاله، خویشاوند یا همسایه ای در اطراف خود داشتند که می توانست به آن ها کمک کند. در حالی که این همسایه ها به مراقبت از نوزاد کمک می کردند، مادر می توانست به تنهایی برای خودش وقت بگذارد. با جامعه ای که به طور فزاینده ای منزوی و فردی شده است، مادر در مراقبت از نوزادش تنها می ماند.

عوامل بیرونی در بیشترشدن افسردگی پس از زایمان

احتمال افسردگی پس از زایمان در بارداری های ناخواسته، در خانواده هایی با مشکلات اقتصادی – اجتماعی، در موقعیت هایی که همسر از نظر عاطفی حمایت نمی کند، در رویدادهای حیاتی غیرمنتظره مانند مرگ و جدایی و در حاملگی های خارج از ازدواج بیشتر است.

احتمال ابتلا به افسردگی پس از زایمان در بارداری ناخواسته بیش تر است.
احتمال ابتلا به افسردگی پس از زایمان در بارداری ناخواسته بیش تر است.

چگونه افسردگی پس از زایمان را درک کنیم؟

افسردگی پس از زایمان در واقع بسیار شبیه به افسردگی است که ما می شناسیم. علائم این اختلال به شرح زیر است.

عدم لذت بردن از فعالیت هایی که قبلاً از آن ها لذت می بردید، احساس پوچی، بی معنی بودن و نیستی، کمبود انرژی، خواب بیش از حد یا مشکلات بی خوابی مداوم، خستگی، غذا خوردن خیلی کم یا بیش از حد در خارج از عادات غذایی معمول، بی میلی جنسی، احساس مداوم بی قراری، تمرکز مشکلات، تنهایی، درماندگی و افکار خودکشی.

یک یا چند مورد از این علائم را می توان در مادر مشاهده کرد. علاوه بر این، مادر ممکن است ترس داشته باشد که به نوزادش آسیب برساند. به همین دلیل درمان افسردگی پس از زایمان اهمیت ویژه ای دارد.

تفاوت مادران افسرده با مادران سالم

مشاهده شده است که مادران افسرده نمی توانند برای مدت طولانی با نوزاد خود ارتباط چشمی برقرار کنند، نسبت به سایر مادران عصبانی تر هستند، در برقراری روابط عاطفی با فرزندان خود مشکل دارند، نسبت به صداهایی که کودک تولید می کند بی تفاوت هستند و در ارائه مشکل دارند.

اگر به درمان افسردگی پس از زایمان توجه نشود، با پیشرفت افسردگی، این احتمال وجود دارد که وضعیت روحی مادر پسرفت بیشتری داشته باشد و او دچار حمله روان پریشی شود. مادرانی که دچار اپیزودهای روان پریشی می شوند ممکن است فکر کشتن نوزاد و خودشان، ناتوانی در مراقبت از نوزاد، احساس آلودگی، فکر اینکه کودک متعلق به او نیست، ترس پارانوئید از اینکه محیط به او و نوزاد آسیب برساند، داشته باشند.

مطالعات نشان می دهد که داشتن سابقه خانوادگی افسردگی پس از زایمان ممکن است یک انتقال عاطفی باشد. به خصوص اگر مادر خود مادر، چنین شرایطی را تجربه کرده باشد، احتمال دیده شدن آن در مادر بسیار زیاد است.

انتقال ارثی افسردگی پس از زایمان از مادری به مادر دیگر
انتقال ارثی افسردگی پس از زایمان از مادری به مادر دیگر

مشاهده می‌شود که کودکانی که توسط مادران ناراضی و بی‌ احساس در خانواده بزرگ شده‌اند، زمانی که خودشان مادر می‌شوند، احساسات مشابهی با مادرشان تجربه می‌کنند. مادران مبتلا به افسردگی در روابط خود با فرزندان خود بی نظم، بی ثبات و سرد هستند.

آن ها به دلیل درگیری های درونی نمی توانند فرزندان خود را درک کنند و نمی توانند نیازهای عاطفی فرزندان خود را برآورده کنند. بنابراین، مادری که نمی تواند دنیای درون خود را تنظیم کند، نمی تواند در آینده توانایی تنظیم دنیای درونی فرزند خود را به دست آورد.

احساسات ناخودآگاه مادر می تواند باعث ایجاد افسردگی پس از زایمان شود. مادر می تواند طرح یکی از والدین یا خواهر و برادرش را به نوزادش منعکس کند. در چنین شرایطی مادر دچار هرج و مرج عاطفی می شود و چون طرح های واقع بینانه ای برای نوزادش ندارد، ممکن است در اثر این وضعیت آشفته دچار افسردگی پس از زایمان شود که اگر به درمان افسردگی پس از زایمان توجه نشود، مشکلات جدی ایجاد می شود.

آیا افسردگی پس از زایمان مادر بر کودک تأثیر می گذارد؟

اگرچه برخی از مادران اظهار می کنند که افسردگی در یک سال به طور متوسط کاهش می یابد، اما این وضعیت در اکثر مادران برای مدت بسیار طولانی ادامه می یابد و در صورت عدم حمایت روانی و درمان افسردگی پس از زایمان، در سایر بارداری ها عود می کند.

به خصوص در این دوره که رشد مغز برای نوزاد سریع‌تر است و شبکه‌های عصبی به سرعت در حال رشد هستند، افسردگی پس از زایمان مادر ممکن است باعث آسیب دائمی به رشد مغز نوزاد شود. نوزادانی که مادرانشان افسرده هستند نیز علائم افسردگی و گوشه گیری را نشان می دهند. علاوه بر این، مشاهده شد که این نوزادان مشکلات دلبستگی نیز دارند.

درمان افسردگی پس از زایمان

احتمال ابتلا به افسردگی بعد از زایمان بیشتر در زنانی رخ می دهد که بیش از حد مورد غفلت قرار گرفته اند یا نیازهای عاطفی و جسمی آنها به اندازه کافی برآورده نشده است. در درمان افسردگی پس از زایمان، مهم است که فرد از افسردگی خود آگاه باشد و بداند که با روان درمانی می توان بر این موضوع غلبه کرد.

در درمان افسردگی پس از زایمان، رابطه انتقال در نتیجه ارتباط برقرار شده بین درمانگر و درمان جو آغاز می شود. تفسیر درمانگر از انتقال، درمان جو را قادر می سازد تا در درمان پیشرفت کند و ارتباط بین رویدادهای دوران کودکی و زندگی امروز مورد بحث قرار بگیرد. با درمان افسردگی پس از زایمان و گذشت زمان مشاهده می شود که افسردگی کاهش می یابد و می گذرد.

کاهش کیفیت زندگی زنان پس از ابتلا به افسردگی پس از زایمان
کاهش کیفیت زندگی زنان پس از ابتلا به افسردگی پس از زایمان

افسردگی پس از زایمان کیفیت زندگی زنان را کاهش می دهد. متخصصان با اشاره به اهمیت مداخله به موقع در درمان افسردگی پس از زایمان که می تواند در 4-2 هفته اول پس از تولد اتفاق بیفتد و تا 12 ماهگی ادامه داشته باشد، توجه را به عوامل خطرزا مانند سابقه افسردگی در فرد و داشتن بیش از یک مورد جلب می کنند.

متخصصان با اشاره به اینکه نوزاد نیز تحت تأثیر این وضعیت قرار می گیرد، هشدار می دهند که فرزندان مادران مبتلا به افسردگی پس از زایمان تحریک پذیرتر و خجالتی تر می شوند و کمتر از حالات چهره استفاده می کنند، کمتر صحبت می کنند، مشکلات رفتاری مکرر دارند و ممکن است مشکلات شناختی داشته باشند.

افسردگی یک اختلال روانپزشکی است که در هر دوره از زندگی از نوزادی تا پیری دیده می شود، حتی شامل دوران بارداری و پس از زایمان که یکی از زیباترین دوران زندگی زنان نامیده می شود، نیز می باشد. ای دوره، دوره ای است که مادر باید از نظر بروز اختلالات روانی مورد توجه قرار گیرد.

افسردگی با این 9 علامت همراه است.

افسردگی پس از زایمان یکی از بیماری های مهم روانپزشکی است که علائم آن در 2 تا 4 هفته اول پس از تولد ظاهر می شود و می تواند تا 12 ماهگی ادامه یابد. در واقع زمینه فرآیند فیزیولوژیکی، تغییراتی که با تولد در بدن ایجاد می شود، نوسانات هورمونی و روند ترمیم رحم، زیرساخت روانی این فرآیند، تغییر زندگی روزمره است.

این فرایند وضعیتی است که باعث ایجاد احساسات منفی در بسیاری از زنان می شود. زمانی که این نوع احساسات برای هفته اول طبیعی تلقی می شوند، طولانی مدت باشند، می توان به افسردگی پس از زایمان شک کرد.

یافته های افسردگی پس از زایمان با افسردگی زنانی که زایمان نکرده اند تفاوتی ندارد، تشخیص آن از علائمی مانند (کاهش وزن، بی خوابی و…) که قابل مشاهده است ممکن است دشوار باشد.

در افسردگی پس از زایمان، بی مهری افراد نسبت به اعضای خانواده و احساسات مخالف آن ها نسبت به نوزادشان بیشتر نمایان می شود. سایر یافته ها عبارتند از خلق افسرده، عدم علاقه به فعالیت ها، تغییر در اشتها، خستگی، اختلالات خواب، مشکلات در مراقبت از کودک، احساس گناه، اعتماد به نفس پایین، مشکل در تمرکز، عقب ماندگی روانی حرکتی یا بی قراری و افکار خودکشی.

احتمال بستری شدن مادران مبتلا افسردگی پس از زایمان
احتمال بستری شدن مادران مبتلا افسردگی پس از زایمان

هنگامی که این وضعیت خفیف یا متوسط باشد، ممکن است یک دوره موذی را دنبال کند و به حدی شدید شود که نیاز به بستری شدن در بیمارستان باشد. پس قبل از بروز چنین مشکلاتی حمایت روانی و درمان افسردگی پس از زایمان برای هر مادری که افسرده شده است ضروری می باشد.

به عوامل خطر توجه کنید.

دلایل بیولوژیکی و روانی اجتماعی در افسردگی پس از زایمان وجود دارد، کاهش ناگهانی برخی از هورمون ها (استروژن و پروژسترون) که در دوران بارداری افزایش می یابند، عامل افسردگی است. عوامل خطر بسیاری برای افسردگی پس از زایمان تعریف شده است و این عوامل را به شرح زیر فهرست کرده ایم.

  • داشتن بیش از یک فرزند
  • سابقه افسردگی فرد
  • عدم تمایل به بارداری/کودک (بارداری ناخواسته)
  • درآمد پایین اقتصادی، سطح تحصیلات پایین
  • وضعیت تاهل (رابطه منفی با همسر)
  • نوع تولد
  • شیردهی (ناتوانی در برقراری صحیح شروع، شکست احتمالی در سازگاری مادر و نوزاد با شیردهی)
  • یک بارداری سخت، یک تجربه زایمان خسته کننده و سخت
  • عدم حمایت کافی پس از تولد
  • مشکل در برآوردن نیازها

تغییرات روانی پس از زایمان

دوران بارداری و پس از زایمان که یکی از زیباترین دوران زندگی زنان نامیده می شود نیز دورانی است که از نظر بروز اختلالات روانی باید مورد توجه قرار گیرد.

افسردگی پس از زایمان یکی از شرایط مهم روانپزشکی است که علائم آن در 2-4 هفته اول پس از تولد ظاهر می شود و می تواند تا ماه 12 ادامه یابد. این یک اختلال خلقی است که می تواند در هر زمانی در سال اول پس از تولد شروع شود و در 10 تا 15 درصد از زنان پس از زایمان دیده می شود.

با توجه به نتایج مقالات پژوهشی مورد بررسی، داشتن سابقه افسردگی در خانواده خود، سطح تحصیلات مادر، بارداری و خواستن فرزند (بارداری ناخواسته)، وضعیت شغلی مادر، داشتن چند فرزند، تعداد بارداری، همسر در ایجاد افسردگی دخیل هستند.

عدم رابطه خوب با همسر یکی از دلایل افسردگی پس از زایمان
عدم رابطه خوب با همسر یکی از دلایل افسردگی پس از زایمان

داشتن رابطه منفی یکی از عوامل موثر بر افسردگی پس از زایمان است. از جمله عوامل خطر افسردگی پس از زایمان، وضعیت اقتصادی – اجتماعی پایین، سطح تحصیلات پایین، مشکلات سلامتی، افسردگی و اضطراب دوران بارداری، افسردگی درمان نشده در دوران بارداری

، سابقه افسردگی و PPD قبلی، سابقه خانوادگی افسردگی، سن کم (مادر شدن نوجوان)، بارداری ناخواسته، مشکلات خانوادگی، اختلال در روابط خانوادگی در دوران کودکی، مشکلات مربوط به قاعدگی، انزوای اجتماعی، استرس های مراقبت از کودک تجربه شده حمایت اجتماعی ناکافی، رویدادهای استرس زا زندگی، غم و اندوه مادر، اعتماد به نفس پایین، بی قراری نوزاد، نارضایتی مادر از ازدواج، زندگی آسیب زا، حاملگی ناخواسته، بلوغ زایمان، تولد نوزاد نارس و کم وزن (زایمان نارس) از دست دادن نوزاد می باشد.

دوره پس از زایمان دوره ای است که نظم قبلی به هم می خورد و با اضافه شدن یک عضو جدید به خانواده نظم جدیدی برقرار می شود. این دوران، دوران بسیار سختی برای مادری است که باید خود را با نوزاد، اختلالات پس از زایمان، نظم جدید در خانواده و تغییر در تصویر بدنی خود وفق دهد.

در چند روز اول پس از تولد، مادر منفعل و وابسته است. روند تولد او را خسته کرده است. بنابراین تمایل به خواب دارد. بیشتر در مورد کار صحبت می کند. پرحرف اما پذیرای خودش است. پس از روز دوم، مادر شروع به سازگاری با روند پس از زایمان می کند. اکنون حواس و نگرانیش بیشتر برای فرزندش می باشد. او نگران است که شیرش کافی نباشد، نتواند به اندازه کافی از او مراقبت کند. او می خواهد این اطمینان را به دست آورد که به عنوان یک مادر شایستگی دارد. در این دوره، مادر در موقعیت کاملا فداکارانه قرار دارد.

اگر ارتباطات در خانواده سالم باشد، پیامدهای روانی دوره پس از زایمان مثبت است. نوزادان تازه متولد شده منبع رضایت زن و شوهرش می شوند و پیوندهای خانوادگی تقویت می شود. با این حال، افزایش و تغییر تعامل در این دوره نیز می تواند منبع استرس باشد. زیرا نظم قدیمی در روابط همسران به هم ریخته است. انتظارات از یکدیگر تغییر کرده، نقش ها و مسئولیت ها افزایش یافته است.

ثبات روزمرگی مادر در نگهداری از کودک موجب افسردگی پس از زایمان
ثبات روزمرگی مادر در نگهداری از کودک موجب افسردگی پس از زایمان

همسرانی که فرزند دارند شروع به ایجاد تغییرات در زندگی اجتماعی خود می کنند. اگر مادر شاغل است، باید مدتی زندگی کاری خود را در پس زمینه نگه دارد و بیشتر در خانه بماند.

محدودیت زندگی اجتماعی و کاری برای مادر استرس ایجاد می کند. از سوی دیگر، توجه کامل همسر به نوزاد می تواند برای بسیاری از پدران استرس زا باشد. حتی در خانواده هایی که روابط خانوادگی خوبی دارند، ممکن است این شرایط کم و بیش رخ دهد. از این منظر دوران پس از زایمان دوران پر استرسی است و سازگاری با این دوران بسیار سخت است.

📋 شفاف‌سازی و اصالت محتوا
نویسندگان این مجموعه تلاش می‌کنند اطلاعاتی دقیق و به‌روز ارائه دهند، اما این محتوا جنبه مشاوره تخصصی ندارد. هرگونه اتکا به کلمات و روش‌های ذکر شده در این مقاله، با مسئولیت خود کاربر بوده و جایگزینی برای راهنمایی‌های بالینی و تشخیصی **پزشکان و کادر درمان** نخواهد بود.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا
تماس بگیرید 02191090775